|
سر خوش ز سبوی غم پنهانی خویشم |
ادامه محکمه خون شهداء محکمه عدلیست که ما را در آن به محاکمه میکشند...شهید زندگی کردنشهادت در یک نگاه کلی سه معنا دارد : 1. مکتب رشادت : جان دادن در جنگهای حق علیه باطل 2. مکتب عبادت : شهید زیستن در زندگی و جهاد اکبر 3. مکتب شفاعت : همسو شدن با کائنات و تبدیل به کارگزار هستی شدن چیزی که از شهیدان گلگون کفن و ازخودگذشتۀ ما , در ذهن جامعه وجود دارد فقط معنا و مصداق اول است, یعنی بسیاری از مردم, شهدا را فقط کُشتگان جنگ میدانند و البته همین هم رتبۀ والا و بالائی است ولی حقیقت امر این است که شهدای ما شاگرد و استاد هر سه مکتبند و موضوعی که مد نظر این تحقیق است, صرفنظر از نقد جنگ, هر سه مورد بالاست. جمله ی معروفی هست که خیلی ها شنیدنش ، میگه: ای سر و پا ، من بی سر و پا خودمو کنار عکس تو تازه پیدا کردم... ![]() ادامه مطلب [ 91/02/17 ] [ 12:42 ] [ جامانده شلمچه عبدالعلی حیدری ]
[ ]
آرمانشهر دفاع مقدسروایت و عکس تکان دهنده از شهدای میدان مین عملیات رمضان
محور پاسگاه زید (27 تیر 1361) نیمهشب یکشنبه 27 تیرماه، گردان های در گیر در مرحله دوم عملیات رمضان به دلیل گذشت زمان و نزدیک شدن صبح، از تعدای از نیروهای داوطلب می خواهند که از میدان مین پیش رو سریع تر گذر کرده و معبری برای عبوردیگر رزمندگان باز کنند. از میان 150 نفر داوطلب به 20 نفر از آنان اجازه ی ورود به میدان مین داده می شود و اغلب این 20 نفر نیز به شهادت رسیدند.
مدینۀ فاضله شهری است آرمانی که در آن همه فدائی همند, همه خادم یکدیگرند, هیچکس در آن احساس ناامنی و دلواپسی نمیکند, شهری که همۀ ساکنان آن در عین بزرگی, خود را کوچکتر از دیگران میدانند, شهری که در آن هیچکس نیازی به تظاهر کردن ندارد.ادامه مطلب [ 90/12/25 ] [ 12:34 ] [ جامانده شلمچه عبدالعلی حیدری ]
[ ]
به نام خدا مقدمه روایتی هست که خداوند در روز قیامت از فقیرها معذرت خواهی میکنه مضمونش اینجوریه یعنی به ذهن میرسه.فقیرهایی که دینشون رو حفظ کردند. الان خیلی ها به اسم فقر دینشون رو کنار گذاشتن.میگن ما فقیریم دینداری دیگه برای ما نیست.شعار اکثر اینهایی که ضد نظامند اینه به بهانه فقر میگویند گرانی بیداد میکنه و فقر که از در اومد دین از پنجره میره. ادامه مطلب [ 90/11/08 ] [ 19:9 ] [ جامانده شلمچه عبدالعلی حیدری ]
[ ]
فکه فكه، چشمانی دارد به بصیرت دیدهبان خفته در خون، بر ارتفاع صد و دوازده. ادامه مطلب [ 90/12/22 ] [ 21:48 ] [ جامانده شلمچه عبدالعلی حیدری ]
[ ]
جنگ نرم ، هجمه فرهنگی و جنگ روانی دشمن، همه سر و ته یک کرباسند . از در برانی از پنجره وارد می شود . هر لحظه به رنگی بت عیار در می آید . یک بار ردای سبز بر دوش و دیگر بار شال اخضر به گردن می آویزد تا مثل گرگی در لباس میش با پنبه به اصطلاح فرهنگ! سر از پیکر شریعت جدا کند و هر ارزشی که سرش به تنش می ارزد را از صحنه به در اندازد. ادامه مطلب [ 90/09/29 ] [ 22:52 ] [ جامانده شلمچه عبدالعلی حیدری ]
[ ]
در چشم باد لاله گل پرپرش خوش است خورشید, روز واقعه خاکسترش خوش است از باغها این را که عطر یاس گاهی نه پشت پنجره, لای درَش خوش است دریا همیشه حاصل امواج کوچک است یعنی علی به بودن با اصغرش خوش است در راه عشق دل نه فقط سر سپرده باش! حتا حسین پیش خدا بیسرش خوش است جایی که ماه همسفر آب میشود دلها به آب نه که به آبآورش خوش است جایی که پدر میشود پسر اولاد هم نبیرهی پیغمبرش خوش است عالم شبیه آن لب و دندان ندیدهاست لبخند هم میانهی تشت زرَش خوش است! این خون سرخ اوست که تاریخ زنده است این شاهنامه نیست ولی آخرش خوش است: اندوه سالهای پسر را گریستن سر بر سپیدمادرش خوش است از ماههای سال, محرّم که محشر است! از «روز»های سال ولی «محشر»ش خوش است مقرر گرديده بود
تا مقاله اي در باره ي تاثيرات ماه محرم و واقعه پر سوز و گداز و جانسوز عاشوراي
دهه 61 هجري در زمان حال و اثراتي كه اين واقعه مهم تاريخي در روند زندگاني روزمره
ما گذاشته است تقرير نمايم. ادامه مطلب [ 90/09/28 ] [ 13:46 ] [ جامانده شلمچه عبدالعلی حیدری ]
[ ]
تاسوعاباز من واگویه غم می کنم شرحه شرحه، شرح ماتم می کنم لحظه ها بر سینه می کوبند و زمین و زمان در عزای عباس یاس آلود است. حضور عارفانه عاشقانی که از پیشانی بلندشان بوی یاس تا خدا کشیده می شد صحن را معطر ساخته است. ادامه مطلب [ 90/09/28 ] [ 13:46 ] [ جامانده شلمچه عبدالعلی حیدری ]
[ ]
نبايد چنين انديشيد كه جنگي بود و در زمان ماضي تمام شد و حالا جنگي ديگر هست.
جنگ را مي شود تحقير كرد، سياه خواند و كمر به هدم اش بست، اما نمي توان از ميانش برد. استاده با مشت، چون تك درختي در ميانه دشت. محكم و بلند و استوار. ادامه مطلب [ 90/09/28 ] [ 13:45 ] [ جامانده شلمچه عبدالعلی حیدری ]
[ ]
باز هم خیابان های شهر ما یاد مردانی افتاد که کم کم دارند به خزانه فراموشی ما می روند،هر روزی که یکی از نفس هایی که به زور دم و بازدم را تجربه می کرد قطع میشود و چهل روز اهالی یک محل به رسم مرده پرستی او را یاد می کنند بیشتر می خواهیم قبول کنیم که روزهای خوش و شیرین پیروزی دارد تمام میشود. ادامه مطلب [ 90/09/28 ] [ 13:44 ] [ جامانده شلمچه عبدالعلی حیدری ]
[ ]
شايد از سر همين بهت است كه يكي از مقامات بلندپايه ارتش امريكا عاجزانه ميگويد: «من اگر او را ببينم، خيلي ساده از او خواهم پرسيد كه از ما چه ميخواهد؟!» اينجا داخل ايران اسلامي، آنها كه او را ميشناسند، از حجب و تواضع و آرامش او ميگويند، مردي كه برخلاف آنچه امريكاييها ميگويند، مرموز نيست.
ادامه مطلب [ 90/08/24 ] [ 19:0 ] [ جامانده شلمچه عبدالعلی حیدری ]
[ ]
شلمچه يعنی ... اينجامقدس است، مقدسِ مقدس. اينجا سرزميني است که زماني آبستن جنگ بود، جنگي ناجوانمردانه و تحميلي، بدون دليل منطقي و متفاوت با جنگ هاي « ماراتن » ، « لاده » ، « پلاتايا » ، « هميرا » ، « مولاکه » ، « کاناي » ، « زاما » . اينجا زيارتگاه فرشته ها و ملائکه است؛ « فاخلع نعليک انک بالواد المقدس طوي ». ادامه مطلب [ 90/08/07 ] [ 10:42 ] [ جامانده شلمچه عبدالعلی حیدری ]
[ ]
|